تبليغاتX
عاشقانه ها

Sunshine and rain

 

        Sunshine and rain

 

No life is useless and no day is vain

For God has a purpose for sunshine and rain

 

 

All are discouraged and everyone cries

But we're never alone beneth cloudy skies

 

 

All hearts can berak… they are fragile as glass

But God will mend theme and this too shall pass

 

 

Sometimes we succeed and sometimes we fail

So follow your dream whatever the trail

 

 

For no one's a loser who gives his best

And you can stand tall above all the rest

 

 

those who are faithful are nobel at heart

And no life is useless when God has a part

 

 

Be swift to give praises and slow to complane

For God has a purpose for sunshine and rain

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1384ساعت 15:11 توسط خانوم گل |

    گاه باید گریست

    گاه باید خندید

    گاه باید لغزید

    گاه باید طعم تلخ سقوط را چشید

    گاه باید سکوت کرد و معنای فریاد را در سکوت دید

    گاه باید عاشق شد و وسعت دنیا را دید و طعمش ا چشید

    گاه باید در لبخند کودکی چهار ساله غرق شد  با جرعه ای بوسه سرمست شد

    گاه باید چون خورشید ژپنهان در دور دست شد

    گاه باید دوید

    گاه باید چرخید و نگاهی انداخت

    گاه باید چو دیوانه دلان دل به دریا زد و با موج گریخت

    گاه باید گریست....

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 23:42 توسط خانوم گل |

در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای اين كه عكس العمل مردم را ببيند

 خودش را در جايی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند.

 بسياری هم غرولند می كردندكه اين چه شهری است كه نظم ندارد.

 حاكم اين شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ...

با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت .

 نزديك غروب، يك روستايی كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد.

 بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد.

 ناگهان كيسه ای را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا

 و يك يادداشت پیدا كرد. پادشاه درآن يادداشت نوشته بود :

 " هر سد و مانعی می تواند يك شانس برای تغيير زندگی انسان باشد."

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1384ساعت 10:46 توسط خانوم گل |